یه همکار جدید به جمعمون اضافه شد و خیلی شیک و مجلسی بود، دستمال گردن و کت همیشه بسته و خیلی شیک، تو ارائه دادن هم مسلط و توانمند ...
من هم خودم از آدمای شیک خیلی خوشم میاد هم اکثر دوستام برعکس خودم خیلی شیک و خوش تیپ ن...
آقا ما هر جا حرف این پسر میشد همه ازش بد میگفتن ولی من میگفتم توانایی ارائه ش بالاست و مسلطه ... اونا میگفتن بچه پرروه...
تا یه روز ک تقریبا همیشه ازش تعریف میکردم اومد باهام حرف بزنه دیدم جلوی من در مورد دیگران گستاخانه حرف زد و یه بادی به غبغبش داد و شروع کرد به منم منم کردن ...
آخر حرفش گفتم ببین، از چشمم افتادی ...
این تجربه تکراری منه و خیلی ها شماتتم کردن و گفتن دیدی سوگولی ت چی شد!
خیلی ها رو روز اول پذیرفتم و پر بال دادم و تعریف کردم ولی یکی دو روز بعد از چشمم افتادن، نمیدونم چرا خودم و اصلاح نمیکنم که روی هیشکی حساب ویژه باز نکنم!